سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
120
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و نيز مانند قول زياد بن معويه ( نابغه ذبيانى ) : حلفت فلا اترك لنفسك ريبة تا آخر اشعار . يعنى : قسم به خداوند خوردم كه براى تو شكّ و شبههاى را وا نگذارم و حال آنكه براى مرد بعد از خداوند چيزى كه آن را طلب كند وجود ندارد . هرآينه اگر از جانب من به تو خيانتى رسيده باشد البتّه رساننده به تو مرد سخنچينى است كه خائنتر و دروغگوتر از هركسى است . ولى من شخصى هستم كه داراى مكانى از زمين هستم كه به جهت تحصيل معاشم در آن رفتوآمد دارم . در آن زمين پادشاهان و يارانى بوده كه اگر مدحشان مىكردم و اموال ايشان حاكم قرار داده شده و مقرّب آنها مىگشتم . با من رفتارى مىكردند همچون رفتار تو با قومى كه احسان به ايشان كرده پس هرگز نديدى آنها را كه در مدح تو تقصير و گناهى كرده باشند . كلمه [ ريبه ] يعنى شكّ و مقصود از [ مطلب ] اعظم مطالب بوده و قسم به آن عالىترين قسمها مىباشد پس چگونه ممكن است به آن قسم دروغ بخورد . [ لام ] در [ لئن كنت ] براى توطئه و مقدّمه قسم مىباشد و لام در [ لمبلغك ] لام جواب قسم است و كلمه [ اغش ] از [ غش ] مشتق بوده به معناى خيانت كردن . و ضمير در [ فيه ] به ذلك الجانب راجع است و مقصود از [ مستراد ] محلّى است كه موضوع طلب رزق مىباشد و اينكلمه مشتق از [ راد الكلاء و ]